خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





حرکت از کنترل فرهنگ به سمت مدیریت فرهنگ

    حرکت از کنترل فرهنگ به سمت مدیریت فرهنگ

    علیرضا تهرانی فر- فرهنگ تشکیل شده از عناصر مادی و معنوی است که به صورت همزمان روح و جسم یک جامعه را تشکیل می دهد. عناصر معنوی فرهنگ همانند روح جامعه و عناصر مادی فرهنگ همچون جسم یک جامعه می باشد.

     جامعه ای که فرهنگش را بگیرند روح و جسمش را گرفته اند و آن جامعه  به سقوط نزدیک شده است. ارزش های فرهنگی در جوامع مختلف متفاوت است ، هر جامعه ای متناسب با بافت جغرافیایی، اجتماعی تاریخیش و وضعیت توزیع قدرت در آن فرهنگش متفاوت خواهد بود.

    خاموش شدن چراغ فرهنگ در جامعه ای به معنای کمرنگ شدن ارزش های اصیل و واقعی آن جامعه است، عناصر معنوی فرهنگ از ادبیات تا موسیقی ، نقاشی، انواع هنرهای تجسمی، معماری، طراحی ، نمایش و غیره را در بر می گیرد و عناصر مادی آن شامل سازه های عظیم هنری همچون معماری های بزرگ ، طرحهای عظیم انسانی، تزئینات و غیره می باشد.

    وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به عنوان نهاد دولتی که وظیفه اش تولید  ، حفظ و پاسداری از فرهنگ ایران زمین است به عنوان مهم ترین مجری در این عرصه شگرف می تواند تاثیر بسیار مهمی در حفظ فرهنگ اصیل ایرانی داشته باشد. مدیریت فرهنگ با کنترل فرهنگ  متفاوت است، در سالهای گذشته وزارت فرهنگ و ارشاد نقش کنترل کننده فرهنگ را ایفا نموده است. در مقوله های مختلف از کتاب تا نشریات وزارت فرهنگ و ارشاد به خصوص در سالهایی که از حیات آن می گذرد به خصوص در طول 8 سال گذشته در راستای ممیزی و حذف آثار فاخر و سانسور اقدام کرده است که در خشک کردن چشمه فرهنگی کشور نقش داشته است.همین اقدامات کنترلی و سرکوبگرانه در عرصه فرهنگ موجب شد سلیقه فرهنگی مردم تنزل پیدا کند.زمانی که اثر والایی وارد جامعه نمی شود، فرهنگ تبدیل به یک کالای تجاری میگردد که بیشتر در جهت کسب سود و درآمد به آن نگاه می شود جامعه هم تحث تاثیر تولید گسترده و تکثیر کالای سطح پایین فرهنگی قرار می گیرد و رفته رفته سلیقه فرهنگی مردم تضعیف می شود.

      وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی با برنامه ریزی، سازماندهی و ساماندهی  و حمایت و نظارت پویا و تعاملی می تواند نقش بسزایی در مدیریت فرهنگ داشته باشد. این سازمان با مدیریت صحیح جریان فرهنگ و برنامه ریزی و هدایت نخبگان فرهنگی و حمایت از آنها در راستای خلق و نشر آثار فاخر فرهنگی می تواند سلیقه جامعه را ارتقاء بخشد.

    فرهنگ به صورت خودجوش از دل جامعه همانند چشمه می جوشد اگر این چشمه اصیل فرهنگ که از آن شعر، موسیقی، هنرهای مختلف ، ادبیات، نمایش و غیره جریان پیدا می کند به حال خود رها گردد ممکن است هرگز به دریای بیکران فرهنگ کشور نپیوندد و بعد از طی مسیر کوتاهی خشک شود. وزارت فرهنگ و ارشاد با مدیریت صحیح جریان فرهنگ که از دل مردم بیرون می جوشد می تواند در رشد و توسعه فرهنگ نقش مهمی ایفا نماید.

    برخورد ها با فرهنگ و عناصر آن در جوامع مختلف متفاوت است برای برخی جوامع فرهنگ از ارزش بالایی برخوردار است و به مفاخر و عناصر فرهنگی خود فخر می فروشند و برای آنها ارزش و احترام بالایی قائل هستند. اما در برخی دیگر از جوامع که جامعه ما هم جز آنها می باشد فرهنگ از جایگاه بالایی برخوردار نیست و عناصر آن جایگاه واقعی خود را ندارند. برای مفاخر و چهره های فرهنگی ارزش قائل نیستند. برای نمونه به برخوردی که با شاعران ،خوانندگان، نویسندگان بزرگ و روزنامه نگاران مردمی  در کشور می شود(همانند برخوردهایی که با امثال شجریان، شاملو.. می شود)

    اگر می خواهیم  جامعه سقوط نکند و روح از درون جامعه خارج نگردد باید برای فرهنگ و عناصر آن ارزش و اهمیت بیشتری قائل شویم. این امر مستلزم مدیریت صحیح فرهنگ توسط افراد فرهنگی و نه سیاسی است. مدیریت فرهنگ می بایست از جنس خود فرهنگ باشد، همچنین نوع نگاه به مقوله فرهنگ تغییر اساسی پیدا کند. برای مثال در بحث توزیع بودجه یکی از فقیرترین بخش ها فرهنگ است. ادارات فرهنگ و ارشاد در کشور با مشکل کمبود اعتبار و بودجه روبرو هستند، تا حدی که برای پرداخت هزینه های جاری  با مشکل مواجه می گردند.این در حالی است که بودجه برخی از گروه ها و نهادهای شبه فرهنگی یا ضد فرهنگ چندین برابر وزارت فرهنگ و ارشاد است. برخی گروهای خودسر که از امکانات و بودجه کشور برای مقابله با فرهنگ از هر کاری فروگذار نمی کنند بیشتر از ادره کلی که وظیفه  اعتلای فرهنگ کشور را عهده دار است؛  بودجه دریافت می کنند.هچنین استفاده از افراد نخبه و فرهنگی که از جنس فرهنگ هستند در ادارات فرهنگ و ارشاد که ارزش هنری و ادبی را می شناسند و به دور از سیاسی کاری تنها در راستای توسعه فرهنگی گام بردارند.

    در جامعه ما عناصر فرهنگی جایگاه واقعی خود را از دست داده اند، سلیقه مردم در سالهای اخیر مبتذل و سطحی شده است قهرمان هنری مردم از شجریان و ناظری و فرشچیان به مرتضی پاشایی و بنیامین بهادری و امیر تتلو تغییر پیدا کرده اند.آیا همه این ها زنگ خطری برای فرهنگ اصیل و والای ایرانی نیست؟! در شرایط جدید که  دولت تدبیر و امید باشعار اعتدال آمده است وقت آن رسیده که نوع نگاه به مقوله فرهنگ تغییر اساسی پیدا کند و از کنترل فرهنگ به سمت مدیریت فرهنگ حرکت نمائیم. 


    این مطلب تا کنون 10 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : فرهنگ ,جامعه ,فرهنگی ,عناصر ,ارشاد ,مدیریت ,مدیریت فرهنگ ,وزارت فرهنگ ,عناصر مادی ,مدیریت صحیح ,کنترل فرهنگ ,فرهنگ تغییر اساسی ,مقوله فرهنگ تغییر ,صحیح جریان فرهنگ ,جوامع مختلف متفاوت ,
    حرکت از کنترل فرهنگ به سمت مدیریت فرهنگ

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده